خرید بک لینک

بنام خداخیلی وقته سری نزدم از وبلاگ و چیزی ننوشتم . البته خودم حوصله خوندن مطلبای قبلیو ندارم ولی شاید یه روز خواستم بخونم . روزگارممیگذره چند هفته ای هست که ترک یک گناه کبیره کردم و امیدوارم دووم بیارم سردار هم که شهید شد اصلا باورش برام سخته که سردار سلیمانی شهید شده خیلیا هستن که ضد آدمای خوب هستن . اینا آدمایی هستن که میگن تا زنده ای از زندگی لذت ببر که بعد میمیری ولی نمیدونن زندگی واقعی الان نیست لذت بردن واقعی الان نیست الان وقت استقامت هست تا برای زندگی عبدی اماده بشیم . ان شاءالله به کمک خدا بتونم اول خودمو اصلاح کنم دارم خیلی تلاش میکنم . خدا کمکم کنه. یه حس خوبی دارم با این همه سختی و مشکلات مالی ای که دارم و توی شهری که یک روز تا خونه ام فاصله داره اما حس خیلی خوبی دارم که فکر میکنم خدا بهم داره نگاهی میندازه و کمکم میکنه . امیدوارم زندگیم بهتر بشه امید به خدا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 11:03

بنام خدا ۸ ماه پیش آخرین مطلبمو نوشتم چه روزایی گذشته از اون موقع چه زود همه چی میگذره خیلی چیزا تغییر کرده از اون موقع خیلی زندگی توی این دنیا غم انگیزه توی ۸ ماه فانی چه اتفاقایی افتاده از بزرگترینش همین ویروز کرونایی هست که اومده و تا الان از خانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 1:41

زندگی چه کردی با من حسابی فشار آوردی بهم . میگن قراره بدتر از ایناهم سرم بیاری فکر میکنی من میتونم زیر بار این همه فشار دووم بیارم تنها امید من تنها ایمان من خدا هست بین روحم و خدای خودم جسم فانیمن کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:48

بنام خدا چه حس عجیبی دارم امروز . درواقع از دیشب وقتی خواب بودم یه تصویر اومد جلو چشم وحشت کردمفقط برای چند ثانیه شاید همون ارتباطی هست که میگن روح آدم با اون دنیا برقرار میکنه خیلی بد و وحشت ناک و ترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:59

بنام خدا تا الان خودمو مشغول حرف زدن با علی کردم . علی یکی از بچه های کلاکه توی دیسکرد و تیم اسپیک میحرفیم ... ولی در کل چه زندگی سرد و بی مزه ای و بی رنگرویی شده همه یه بار عاشق شدن معلومنیست دلم منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:59

به امید خداچند روزه حالم خیلی خرابه در واقع من کلا حالم خرابه خیلی وقتهاینجوری ام ولی خب یه وقتا مثل این چند روز اخیر بدتر از بد میشهکه نمیتونمم پشت خنده هام خودمو قایم کنم اصن چند روزه که دیگه همش چهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:59

بنام خداچه دنیایی شده ها اصلا نمیشه دیگه آدمارو تشخیص داد و چه راحتی گولمیزنن آدمارو البته من که گول نخوردم تا الان . نه که زرنگ باشم اتفاقا ادم ساده ای هستم ولی چون خدا هوامو داشته گول نخوردم ... مثلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:59

بنام خدااین روزا خیلی خیلی زیاد احساس مردن دارم ...اما در کنار این احساس مردن احساس جاودانگی هم دارم ... یعنی اینجور بگم جوری حس مردن دارم که میدونم فقط جسمم نابودمیشه و خودم زنده هستم . برای همین همشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:59

بنام خداپنجشنبه۱۳۹۸.۷.۷ منوارد ۲۵ سالگی شدم چه حس بدی بود که ذوق داشتمتولدمه و شاید چند نفری بهم تبریک بگن و حتی پدر مادرم هم اینو یادشون نبود خب البته که کار و گرفتاریا زیادن و اینم چیز مهمی نیست به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:59

بنام خدای بخشنده و مهربان این تنهایی ها انقدر سخت میگذره بعضی وقتا دیوونه میشم و مغذمهنگ میکنه که فقط میخوام بنویسم ... گذشته از همه اینا انقدر بهم فشار آورده که بنظرم تمام این حس و حال مردنی که دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:59

بنام خداپریشب مغذم هنگ کرده بود فکر کنم . آخه انگار نه خواب بودم نه بیدار و توی همین حال یه چیزای وحشتناک میدیدم ... مثلا داشتم به سقف نگاهمیکردم یه چیزای سیاه میدم انگار اون فرشته های خدا بودن عصبانیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:59

بنام خدای توبه پذیر و بخشنده و مهربانتو اداره مشستم و بیکارم داشتم به این فکر میکردم چکار کنم ... آینده امچجوریه ازدواج میکنم یا نمیکنم ؟ پیشرفت میگنم یا نمیکنه ؟؟ دینم چی دینمو از دست میدم یا ایمانم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1398 ساعت: 6:00

بنام خدا ... مخلوق جهانتو اداره نشستم یک دفتر روزنامه هم جلومخ که ثبت بزنم فعلا تا 1600ثبت زدم دیگه حوصله ندارم میخوام برم پا لپ تاپم طراحی آرم رو یادبگیرم. خسته شدم از این گسلی یکم باید شاد باشمممم اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1398 ساعت: 6:00

بنام خدا

خوابم نمیبره ... کلی فکر دارم ... بخصوص برای زاهدان رفتن ... دارم روز

شماری میکنم که برم زاهدان شهر خودم . 7 روز دیگه ... اگر مرخصی بدن

بهم 7 روز دیگه میرم از اینجااااااا هورااااا... ولی یک چیزی هست که

میترسم حدسم درست باشه که دکتر یعنی رئیس بیمارستان باهان لج

افتاده باشه و بخواد اذیتم کنه اخه معمولا از این کرما میریزه میترسم

برگه مرخصیمو امضاء نکنه ... اگر نکنه دیوونه میشم ... میمیرم اینجا

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1398 ساعت: 6:00

بنام خدا

بعضی از حرفای که تو آهنگ ها میاد انگاری با ادم حرف میزنه و یه

چیزایی رو نشون ادم میده از ته دل

لینک دانلود

برچسب: نویسنده: یوسف قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1398 ساعت: 6:00

صفحه بندی